خانه / آخرین اخبار / سالگرد شهادت عباس دوران کابوس شب و روز صدام /‏قهرمانی که به افسانه نفوذناپذیری آسمان بغداد پایان داد+بیوگرافی

سالگرد شهادت عباس دوران کابوس شب و روز صدام /‏قهرمانی که به افسانه نفوذناپذیری آسمان بغداد پایان داد+بیوگرافی

ارتش سرافراز جمهوری اسلامی ایران، شهدای بیشماری را تقدیم آرمان های مقدس نظام اسلامی کرده که در این میان شهید سرلشکر خلبان «عباس دوران» شهیدی است که آوازه شجاعت و دلاور مردی های آن به کابوس شب و روز صدام و مزدورانش تبدیل شد و بارها دل آنها را لرزانده بود.

کهف شاهد: شهید سرلشکر خلبان «عباس دوران» در سحرگاه ۳۰ تیر ۱۳۶۱بر فراز حریم هوایی بغداد به پرواز درآمده و پالایشگاه الدوره در ضلع جنوبی بغداد را نشانه می رود. وی، تمامی بمب های هواپیمای خود را بر روی پالایشگاه الدوره فرو می ریزد، اما هواپیمایش در آسمان بغداد مورد اصابت موشک های ضد هوایی ارتش بعثی عراق قرار می گیرد و در حالی که سرتیپ آزاده «منصور کاظمیان» همراهش، با زدن دکمه خروج اضطراری کابین عقب توسط شهید دوران با چتر نجات به بیرون پرتاب می شود، وی با صرف نظر کردن از خروج اضطراری، هواپیمای فانتوم (اف۴) صدمه دیده خود را که در آتش می سوخت، با هدف نا امن جلوه دادن شهر بغداد، به هتل محل برگزاری هفتمین دوره اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها می کوبد و مانع از برگزاری این اجلاس در کشور عراق می شود و خود نیز بر بال فرشتگان آسمانی می شود.

شهید«عباس دوران» در بیستم مهر ماه سال ۱۳۲۹ در شهر شیراز دیده به جهان گشود و دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را در این شهر گذراند.
وی پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۴۹به دلیل علاقه ای که به یادگیری فن خلبانی و خدمت به میهن داشت وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی ارتش شد و پس از طی کردن دوره مقدماتی پرواز در ایران برای ادامه تحصیل و فراگیری دوره تکمیلی خلبانی به کشور آمریکا عزیمت کرد.
این امیر سرافراز ارتش اسلام، با توجه به استعداد فوق العاده در کم ترین زمان ممکن موفق به اخذ نشان و گواهینامه خلبانی شده و در سال ۱۳۵۱ به ایران بازگشت و با درجه ستواندومی در پایگاه هوایی همدان مشغول خدمت شد.
شهید دوران، هنگامی که جنگ تحمیلی آغاز شد، در پست افسر خلبان شکاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شکاری (شهید نوژه) انجام وظیفه می ‏کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی، در سی و یکم شهریور ۱۳۵۹، نیروی هوایی ارتش بعثی عراق در یورشی ناجوانمردانه برخی از مناطق ایران را بمباران می کند که شهید عباس دوران هم همانند دیگر خلبانان شجاع نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به مقابله با دشمن بعثی می پردازد.
در این هنگام شهید دوران پس از مدتی برای ادامه پروازهای جنگی به پایگاه ششم شکاری بوشهر منتقل می شود و هنوز چندی روز از عزیمت وی به پایگاه بوشهر نگذشته بود که طرح عملیات مروارید ارائه می شود که بر اساس آن تصمیم گرفته می شود که نیروی هوایی و نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در این عملیات به صورت مشترک وارد عمل شوند.
در این راستا بهترین خلبانان پایگاه ششم شکاری بوشهر انتخاب می شوند که در بین انتخاب شدگان نام دلیرانی همچون سرلشکر شهید «عباس دوران»، سرلشکر شهید «حسین خلعتبری»، سرلشکر شهید «سیدعلیرضا یاسینی» و سرگرد شهید «حسن طالب مهر به چشم می خورد.
در اجرای این عملیات مشترک که در روز هفتم آذر ۱۳۵۹ آغاز می شود در کمتر از چند ساعت و در یک عملیات متحورانه نظامی دو ناوچه نیروی دریایی ارتش بعثی عراقی در حوالی اسکله «الامیه» و «البکر» توسط شهید عباس دوران شکار می شوند و تا پایان این عملیات، دوران و همرزمانش بارها و بارها برای ضربه زدن به دشمن بعثی هواپیمای خود را برای سرعت در انجام عملیات تعویض می کردند، به طوریکه بعد از فرود، دوران از هواپیما پیاده می شد و به هواپیمای دیگری که مسلح بود سوار می شد و به نبرد ادامه می داد.
شهید سرلشکر خلبان عباس دوران بی نهایت شجاع بود و در آن روزها سخت ترین ماموریتها را قبول می کرد، به طوری که در این عملیات به او که در حال پرواز بود اطلاع دادند باید عملیات نیمه تمام رها شود، که وی قبول نکرد و با رشادت تمام این دو اسکله را نابود ساخت، چنانچه می گفتند و به اثبات هم رسید نیروی دریایی عراق را سرهنگ خلبان «عباس دوران» و سرهنگ خلبان «حسین خلعتبری مکرم» به نابودی کشاندند.
به دلیل رشادت های فراوانی که شهید عباس دوران از خود بروز داده بود، علاوه بر یک درجه دوره ای که به او تعلق می گرفت یک درجه تشویقی نیز گرفت و به درجه سرهنگ دومی مفتخر شد، در همین اوصاف فرماندهان تصمیم می گیرند که با انتقال او و سپردن یکی از پست های حساس ستادی در تهران، از تجربیات او استفاده بیشتری کنند که این شهید گرانقدر نمی پذیرد و می گوید: پرواز نکردن، برای من مثل مردن است.
وی هیچگاه در طول پرواز صحبت نمی کرد و همیشه می گفت: اگر از مسیر منحرف شده و یا حالت نامتعادلی داشتم، با من صحبت کنید، خودتان هم مواظب اطراف باشید.
همچنین بسیاری از دوستانش از زبان او شنیده بودند که اگر روزی هواپیمای من مورد هدف قرار گیرد، هرگز آن را ترک نمی کنم و با آن به قلب دشمن حمله ور می شوم.
در یکی از روزهای بهار سال ۱۳۶۰مسوولان شهر شیراز تصمیم می گیرند به خاطر رشادت ها و دلاوری های عباس دوران، یکی از خیابان های شهر شیراز را به نام او نامگذاری کنند؛ از این رو از دوران دعوت می شود تا در مراسم شرکت کند و او نیز قبول کرده و به آن جا می رود که از دوران به شایستگی به خاطر ضربات مهلکی که به دشمن وارد کرده بود، تقدیر می شود.
همیشه عوامل نفوذی دشمن و گروهک های معاند نظام اسلامی به ویژه منافقین کوردل قصد ترور وی را داشتند که یکی از این موارد هم در همین زمان بود که خوشبختانه این ترور عقیم ماند.
در آستانه عملیات بیت المقدس، دشمن دست به تحرکات گسترده ای زده بود و مرتبا نیرو و تجهیزات به جبهه های جنوبی ارسال می کرد، از این رو از سوی نیروی هوایی تدبیری اندیشیده شد تا ضربه ای کاری به دشمن وارد شود که بعد از کسب اطلاعات لازم و تهیه نقشه های پروازی، تصمیم بر این شد که در یک عملیات گسترده هوایی عقبه دشمن از جمله نفرات و تجهیزات آنها از ارتفاع بالا بشدت بمباران شود.
در ۲۹ اسفند ۱۳۶۰ طرح آغاز شد و دوران به عنوان لیدر یا همان فرمانده دسته پروازی انتخاب و ۱۵ نفر از خلبانان تیز پرواز ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز انتخاب شدند. آنان بعد از توجیهات لازم توسط دوران، همگی به پرواز درآمدند و با هدایت او مواضع دشمن به سختی بمباران و راه برای فتح خرمشهر هموار شد.
شهید سرلشکر خلبان «عباس دوران» در طول ۲۲ ماه حضور در دوران دفاع مقدس۱۲۰پرواز عملیاتی داشتند به طوری که آنهایی که اهل پرواز هستند می دانند که این شمار پرواز عملیاتی توسط یک خلبان غیرممکن است. شاید هیچ خلبانی پیدا نشود که توانسته باشد از عهده این کار برآید و این در آن زمان یک رکورد در نیروی هوایی محسوب می شد.
در بین نیروی های دشمن نیز دوران خیلی معروف بود و زهرچشمی از عراقی ها گرفته بود که عراقی ها آرزوداشتند او را اسیر کنند.
در سال ۱۳۶۱ جنگ تحمیلی هر روز شعله ‏ورتر می ‏شد و صدام رییس دولت بعث عراق برای مانور سیاسی از برپایی کنفرانس غیرمتعهدها سخن می‏ گفت و از مدت‏ ها قبل به کمک آمریکا بغداد را به دژ نفوذ ناپذیری تبدیل کرده و تبلیغات بسیار وسیعی به راه انداخته بود؛ تا حدی که برای سران غیرمتعهد بنزهای سفارشی ‏اش را روی اتوبان ‏های نوساز بغداد راه انداخت، خیلی خرج کرده بود و از یک طرف هم دائم، تبلیغ می ‏کرد که ایران نمی ‏تواند بغداد را نا امن کند.
در این زمان بود که ایجاد نا امنی در استان بغداد در دستور کار نظامی، سیاسی جمهوری اسلامی قرار گرفت تا ضمن هدف قرار دادن تاسیسات پالایشگاهی «الدوره» در جنوب شرقی شهر بغداد، از برگزاری نشست سران غیرمتعهدها نیز جلوگیری شود، در این شرایط بود که سرهنگ خلبان عباس دوران برای جلوگیری از تشکیل کنفرانس سران غیرمتعهدها در تاریخ بیستم تیر۱۳۶۱ماموریت یافت تا پایتخت عراق را ناامن کند.
دوران باید بغداد را نا امن می کرد، از مرز گذشت، میان رادار دشمن به حرکت ادامه داد و آسمان بغداد را تهدید کرد، خیلی عجیب است که یک هواپیما برود و یک کشور را آن هم با جدیدترین تجهیزات به هم بزند، شهید دوران در نامه های مربوط به این ماموریت، مقابل اسم پدافندهای مختلفی که عراق از کشورهای اروپایی خریده بود، نوشته بود ۹۰درصد احتمال برگشت وجود ندارد.
۳۱ تیر ۱۳۶۱ فرا می رسد، خلبانان انتخاب می شوند و تصمیم بر این می شود که سه فروند فانتوم کاملا مسلح به پرواز درآیند هر سه تا مرز پرواز کنند و تنها دو فروند از مرز گذشته و به هدف حمله ور شوند و فانتوم سوم در همان جا منتظر بماند تا در صورت نیاز به آنها بپیوندد.
خلبانان ماموریت یافتند روی بغداد عملیاتی انجام دهند و هدف آنها بمباران پالایشگاه بغداد، نیروگاه اتمی بغداد و پایگاه الرشید یا ساختمان اجلاس سران غیر متعهدها در بغداد بود.
هر سه عقاب تیر پرواز نیروی هوایی ارتش تا مرز پرواز می کنند آنگاه یکی از آنها جدا شده و دو فروند دیگر به فرماندهی شهید عباس دوران وارد خاک عراق می شوند.
در این هنگام هیچ خبری تاً ۱۵ کیلومتری بغداد در مسیر آنان به چشم نمی خورد که ناگهان جنگنده ها با دیوار آتش و پدافند هوایی دشمن روبه‏ رو می شوند و در همین فاصله چند گلوله به یکی از هواپیماها برخورد می کند. با اصابت این گلوله ها، موتور سمت راست هواپیمای دوران از کار می افتد که او باز هم تصمیم به ادامه عملیات می گیرد، بنابراین هواپیماها به سمت جنوب شرقی شهر بغداد که پالایشگاه «الدوره» در آن جا قرار داشت ادامه مسیر داده و با این که پدافند دشمن بسیار قوی بود، تمام بمب‏ ها را روی این پالایشگاه رها می کند.
وی بعد از تخلیه بمب‏ها به مسیری ادامه می دهد که در واقع این مسیر در نهایت به سالن کنفرانس سران غیرمتعهدها ختم می شد، پالایشگاه به شدت در آتش می سوخت و دودهای ناشی از سوخت پالایشگاه فضا را پوشانده بود و تا این لحظه عملیات کاملا موفقیت آمیز بود.
در همین زمان پشت هواپیمای دوران مورد اصابت چندین گلوله ضدهوایی قرار می گیرد؛ به طوری که قسمت عقب جنگنده از بین می رود و در لحظه ای که هواپیما در حال سوختن در آتش بود، عباس از خلبان عقب (سرتیپ آزاده منصور کاظمیان) می خواهد که هواپیما را ترک کند و به دلیل این که جوابی نمی شنود، دکمه خروج اضطراری کابین عقب را می زند و کاظمیان به بیرون پرتاب می شود و به اسارت در می آید.
عباس در این لحظه طبق گفته های قبلی خود تصمیمی مبنی بر ترک هواپیما ندارد.
وی بارها در جمع دوستان خود گفته بود که اگر هواپیما بال نداشته باشد خودم بال در آورده و بر سر دشمن فرود می‏آیم و هرگز تن به اسارت نخواهم داد.
شعله های آتش هرلحظه شدیدتر می شود ولی عباس می خواهد پروازی دیگر را شروع کند، هواپیما هر لحظه ارتفاع کم می کند و عباس در این لحظات هتل محل برگزاری اجلاس را می بیند و شاید با خود زمزمه می کند که چه هدفی بهتر از آن جا؟ به سوی هتل حرکت کرده و هواپیما را در حالی که هنوز هدایت آن را برعهده داشت به ساختمان هتل می کوبد و پروازی دیگر را آغاز می کند به طوری که از او فقط دستکش و پوتینی به جا می ماند.
این خلبان جان برکف و عقاب بال سوخته نیروی هوایی قهرمان با این اقدام خود برای مردم ایران افتخار دیگری کسب کرده و به جهانیان ثابت می کند که بغداد ناامن است.
با این حرکت شجاعانه، سران کشورها به این نتیجه می رسند که آسمان بغداد به هیچ وجه امن نیست و تصمیم می گیرند که اجلاس در دهلی نو برگزار شود.
بقایایی پیکر پاک و مطهر شهید سرلشکر خلبان «عباس دوران» بعد از ۲۲ سال دوری از وطن به کشور بازگشت و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
یاد و خاطره این شهید سرافراز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران جاودانه به یادگار خواهد ماند و سرخی فلق، داستان ایثار و مردانگی های او را در دفاع از میهن و ایران اسلامی را هر روز تکرار خواهد کرد.
انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *